قاسمى حسينى گنابادى

3

شاه اسماعيل نامه ( فارسى )

I . قاسمى گنابادى الف ) زندگى و شرح احوال از زندگى و احوال قاسمى حسينى گنابادى ، نسبت به آثار تقريبا فراوان او ، آگاهى بسيارى در دست نيست . نامش را محمّد قاسم 1 و نام پدرش را عبد اللّه مشهور به « امير سيّد » گنابادى نوشته‌اند 2 . اصل او را از سادات جنابد ( از نواحى نيشابور ) و از « معارف » آن سامان دانسته‌اند 3 و به مناسبت همين انتخاب به جنابذى يا جنابدى و گنابادى و گون‌آبادى مشهور است . در نامه‌اى كه از وى باقى است ، او خود را قاسمى حسينى جنابدى معرّفى كرده است 4 . نفيسى 5 بدون ذكر هيچ مأخذى ، نسبش را به شاه قاسم انوار ، از مشايخ اهل تصوّف و شاعر پارسىگوى نيمهء دوم قرن هشتم و نيمهء اوّل قرن نهم ( متوّفى 387 ق ) رسانده است . گفتهء نفيسى در هيچ منبع ديگر يافت نشد . با اين‌همه ، اگر قول نفيسى دربارهء انتساب قاسمى به قاسم انوار صحيح باشد ، بايد شجرهء قاسمى را از سادات حسينى تبريز دانست زيرا قاسم انوار به تبريز منسوب است و از سرسپردگان خاندان شيخ صفى الدّين اردبيلى بود 6 . تاريخ تولّد قاسمى در هيچ يك از منابع ذكر نشده است و از جزئيّات و چگونگى تحصيل او آگاهى دقيقى در دست نيست ، جز اينكه خود دربارهء تحصيلش چنين آورده است : « به اكتساب علوم اشتغال تمام داشتم و همگى همّت بر استفادهء فنون مىگماشتم . خصوصا علوم رياضى كه در خيالش لواى انديشه بر فلك مىافراشتم . القصّه در هر بابى مىگشودم و از هر كتاب مطالعهء بابى مىنمودم » 7 . سام ميرزا 8 و واله داغستانى 9 نيز او را به « مزيد علم و عبادت و فهم و فراست ممتاز و مستغنى و در شعر و عروض و معمّا و رياضى » سرآمد دانسته‌اند . قاسمى در شعر و ادب شاگرد مولانا عبد اللّه هاتفى ( متوفّى 927 ) بود 10 و در